عروسی ..........عروسی
سلامی گرم به تمام دوستان
این آخرین آپ من تو این وب هست میخوام این وب و ترک کنم
میدونید فردا چه روزیه (26/4/1387)
دروسته عروسیه پریسا هست با پسر خا لش
من به انتخا بش احترام میزارم و برای همیشه فراموشش میکنم
(البته خودش میگه انتخاب مادرش )
می دونید زنگ زده منو عروسیش دعوت کرده نمیدونم از روی
دلتنگی زنگ زده یا خواسته منو >..........................
من کاری به این کاراش ندارم دیگه فقط آرزوی خوشبختیشو دارم
پس بیاید باهم برای خوشبختی اونا دعا کنیم.![]()

خيلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه ...
خيلی سخته که کسی رو دوست داشته باشی
، اما ندونه ...
خيلی سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کنی ...
خيلی سخته که عشق رو از نگاه کسی بخونی ، اما نتونه بهت بگه ...
خيلی سخته که سالگرد آشنايی با عشقت رو بدون حضور خودش
جشن بگيری ...
خيلی سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکنی ، بعد بفهمی
دوست نداره ...
خيلی سخته که دلت بخواد گريه کنی ، اما بهونه ی درست و حسابی
نداشته باشی ...
خيلی سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدی ، اما اون
بگه : ديگه نمی خوامت ...
خيلی سخته که دوسش داشته باشی ، اما نتونی باهاش بمونی ...
...
خيلی سخته که بخوای با آب خوردن بغضت رو بفرستی پايين ، اما
يه دفعه اشک از چشات جاری بشه ...![]()
خيلی سخته که وقتی که رفتی تا با پول تو جيبی چند ماهت برای
تولدش کادو بخری با يکی ديگه ببينيش ...
خيلی سخته که بهت بگه دوست دارم ، اما بعداً متوجه بشی حرفش
يه (( ن )) کم داشته ...
خيلی سخته که کسی که تموم زندگيت رو به پاش ريختی ،
با بی رحمی تموم تو چشمت نگاه کنه و بگه : ديگه دوست ندارم ...
خيلی سخته که يه عمر با خيال يه نفر زندگی کنی ، اما وقتی فهميد
عاشقشی بره و پشت سرشم نگاه نکنه ...
خيلی سخته که دلت رو به کسی خوش کنی که
يه دلخوشی ديگه داره ...![]()
خيلی سخته که ازت بپرسه : حاضری باهام بمونی ؟
و تو با اينکه آرزويی جز اين نداری ، مجبور باشی بگی : نه ...![]()
خيلی سخته که وقتی بعد از کلی کلنجار رفتن با خودت ، می ری که
حرف دلتو بهش بگی ، با يه معذرت خواهی کوچيک بگه :
فعلاً سرم شلوغه ...
خيلی سخته که صميمی ترين دوستت بهت خيانت بکنه ...
خيلی سخته که هميشه مجبور باشی سخت ترين چيزها رو
تحمل کنی ...




بدشانسم
بدروووووووود 



